لطف الله هنرفر
62
اصفهان ( فارسى )
آورده است ، به ايجاد بناهايى در شهر باستانى اصفهان علاقه نشان داده است . حمزه مىنويسد كه شهر اصفهان را به فرمان اسكندر ، معمارى به نام جى فرزند زرادهء اصفهان بنا نمود و از اين جهت به نام جى شهرت يافت و دربارهء سابقهء قديمىتر آن مىگويد : در حقيقت بناى اين شهر قبل از سلطنت جمشيد ( از سلسلهء پيشداديان ) بنيان يافته است و در آن هنگام كه افراسياب ترك ، مداين ايرانشهر را خراب مىكرد ، اين شهر را نيز ويران نمود ، سپس به هنگام پادشاهى « خمانى جمه آزاد » دختر بهمن بن اسفنديار ، تجديد بناى آن صورت گرفت و هم او بود كه فرمان بناى باروى عظيم شهر را صادر كرده بود . حمزه مىگويد : به هنگام ورود اسكندر نيمى از اين باروى عظيم صورت اتمام يافته بود و اسكندر ، كه قصد اقامت در آن را نداشت ، به ايجاد بناهايى ديگر نيز تمايلى ابراز نكرد . « 1 » حمزهء اصفهانى در تاريخ پيامبران و پادشاهان مىنويسد : هماى چهرآزاد ، شميران دختر بهمن و « هما » لقب داشت و مقر فرمانرواى او بلخ بود . روزى لشكريان وى با رومىها جنگيدند و گروه بسيارى را اسير گرفتند و هما بنّاهاى آنها را به ساختن بناهاى موسوم به « مصانع اصطخر » كه به فارسى « هزار ستون » مىگويند ، برگماشت ؛ اين بناها سه ساختمان و در سه مكان بود : يكى در جانب اصطخر ، دوم در راهى كه به ولايت دارابجرد ( دارابگرد ) مىرود و سوم بر راه خراسان . در اصفهان نيز در روستاى موسوم به تيمره شهرى زيبا و شگفتآور ساخت و آن را حمهين ناميد كه اين شهر به دست اسكندر ويران شد . درخور يادآورى است كه در مآخذ ديگر اين شهر را « خمهين » و خميهن » و خهبين » كه احتمالا « خمين » امروزى است نيز ضبط كردهاند و نام
--> ( 1 ) . حمزهء اصفهانى ، ترجمهء فارسى سنى ملوك الارض و الانبياء ( تاريخ پيامبران و پادشاهان ) ، دكتر جعفر شعار ، بنياد فرهنگ ايران ، تهران ، 1346 ه ش ، ص 38 .